محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

144

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

بلكه خود اين عقيده ممكن است بر اين اساس مورد توجّه قرار گرفته باشد كه الزام نشأت گرفتهء از يك امر واقعى است : تا وقتى كه انسان در برابر امر ناپسند به روشنى مقاومت نكند ، چاره‌اى جز اين‌كه اذعان كند و تسليم شود ، ندارد . از اين‌رو مىبينيم وقتى قرآن مىخواهد به‌طور مختصر سفارش‌هاى مربوط به ايمان را بگويد ، همه را به يك سفارش منتهى مىكند و آن تفكّر در گوشه‌گيرى و يا در مصاحبت با شخصى است : « قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا » « 1 » ؛ يعنى به دور از تأثيرپذيرى تودهء مردم . باوجود اين ، تاريخ اسلامى شاهد جدالى بوده كه پيرامون اين مسئله بين اشاعره و معتزله در گرفته ، و آن اين است : آيا خداى سبحان قادر است كه مردم را تكليف به كار محال و غير ممكن كند ، تا چه رسد به كارى كه تاب‌وتوان آن را ندارند ؟ عجيب آن است ؛ در حالى معتزله را مشاهده مىكنيم كه اساسا رشتهء خرد را رها كرده و از عبارات نصّ دفاع مىكنند ، اشاعره كه غالبا پرچم سرسختى را در دين برافراشته‌اند ( با اعتراف به اين‌كه بهترين تجسّم‌بخش آن نيستند ) و آنها از عكس قضيه دفاع مىكنند و مقرّر مىدارند كه

--> - كسى از شما خشمگين شد ، بايد وضو بگيرد . » ر . ك : تفسير قرطبى : 7 / 287 ؛ تفسير ابن كثير : 1 / 406 ؛ سنن ابى داوود : 4 / 249 ، حديث 4787 ؛ مسند احمد : 4 / 226 ، حديث 18017 ؛ الآحاد و المثانى : 2 / 464 ، حديث 1267 ؛ المعجم الكبير : 17 / 167 ، حديث 443 ؛ جامع العلوم و الحكم : 1 / 146 ؛ شعب الايمان : 6 / 310 ، حديث 8291 ؛ الفردوس بمأثور الخطاب : 1 / 180 ، حديث 672 و 3 / 113 ، حديث 4314 ؛ فيض القدير : 2 / 377 ؛ تهذيب التّهذيب : 7 / 168 ، حديث 358 و 20 / 34 . و راه چارهء ديگرى نيز با تغيير وضع مادّى دارد و آن اين است كه اگر شخص خشمگين ايستاده است ، بنشيند : « هرگاه فردى از شما خشمگين شد ، اگر در حال ايستاده است ، بايد بنشيند ، اگر خشم او رفت ، چه بهتر و اگرنه به پهلو دراز كشد » . ر . ك : تفسير قرطبى : 7 / 287 ؛ تفسير ابن كثير : 1 / 406 ؛ صحيح ابن حبّان ، 12 / 501 ، حديث 5688 ؛ موارد الظّمآن : 1 / 484 ، حديث 1973 ؛ مجمع الزّوائد : 8 / 70 ؛ سنن ابى داوود : 4 / 249 ، حديث 4782 ؛ مسند احمد : 5 / 152 ، حديث 21386 ؛ مسند حميدى : 2 / 331 ، حديث 752 ؛ شعب الإيمان : 6 / 309 ، حديث 8384 ؛ تهذيب الكمال : 33 / 235 ، سبل السّلام : 4 / 183 و در اينجا فرصتى است براى مقايسهء هريك از اين روش‌هاى فنى روانى - عضوى با نظريهء دكارت و مالبرانش كه هركدام از ايشان نظر خود را در مورد روش سيطره بر عواطف مطرح كرده‌اند : [ L'art de maL ? TRISER LES PASSIONS ] ( 1 ) - سبا ( 34 ) آيهء 46 : « بگو : من تنها شما را به يك چيز اندرز مىدهم ، و آن اين‌كه براى خدا قيام كنيد ؛ دو نفر ، دو نفر ، يا يك نفر ، يك نفر ، سپس انديشه كنيد . »